الشيخ رسول جعفريان
375
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اسلام در ميان ساكنان يثرب پراكنده بوده است . در اينجا نيز يك گزارش ( هاتفى ) در دست است . گفتهاند كه در آن زمان هاتفى بر بالاى كوه ابوقبيس ندا داد كه اگر دو سعد مسلمان شوند ، در مكه ، محمد از هيچ مخالفى نخواهد هراسيد . ابوسفيان مردد بود كه اين دو سعد چه كسانى هستند . شب بعد نيز هاتف اشعار ديگرى سرود . در آن وقت ابوسفيان قسم خورد كه مقصود سعد بن معاذ و سعد بن عباده است . « 1 » بايد گفت اين بايد خبرى تلقى شود كه بعد از اظهار اسلام اين دو نفر در مدينه مطرح بوده و به هاتف نسبت داده شده است . دربارهء اين كه چه كسانى رسماً اسلام را پذيرفتهاند ، اختلاف نظر وجود دارد . يك روايت چنين است كه در آغاز دو نفر با نامهاى سعد بن زراره و ذكوان بن قيس اسلام را پذيرفتند . آنها براى جلب حمايت از عتبة بن ربيعه به مكه آمدند اما او گفت كه در حال حاضر آنان گرفتار محمد صلى الله عليه و آله و سلم شدهاند . در ادامهء گزارش آمده است كه اسعد بن زراره و ابوالهيثم بن التيهان در يثرب موحد بودهاند [ يتكلّمان بالتوحيد بيثرب ] بدنبال آن اسعد و ذكوان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و مسلمان شدند . زمانى كه به يثرب بازگشتند ابن التيّهان نيز مسلمان شد . « 2 » واقدى بر اين باور است كه اين گزارش درست نيست و پيش از آن گروه شش نفرى - كه پس از اين خواهيم گفت - كسى از مردم يثرب مسلمان نشده است . « 3 » ابن سعد روايت ديگرى نيز آورده و آن اين كه : پيش از اين گروه شش نفرى ، رافع بن مالك زُرَقى و معاذ بن ( بن حارث مشهور به ابن ) عفراء براى عمره به مكه آمدند ، در آنجا نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفته و به دعوت وى اسلام را پذيرا شدند . به همين دليل گفته شده است كه « مسجد بنى زريق » اولين مسجد در مدينه است كه در آن قرآن تلاوت شده است . « 4 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 380 و 381 ؛ تاريخ الاسلام ، السيرة النبويه ، ص 289 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 219 ؛ وفاء الوفاء ج 1 ، ص 223 ؛ دربارهء ذكوان و خبر اسلام و شهادت وى دراحد ، نك : ج 3 ، ص 593 ؛ و دربارهء اسعد بن زراره ، نك : همان ، ج 3 ، ص 608 ، اعلام الورى ، صص 55 و 56 ؛ روايت وى با تفصيل بيشترى دربارهء اسلام اسعد و ذكوان سخن گفته است اما پس از آن آورده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مصعب را همراه اين دو نفر به مدينه فرستاد . مىدانيم كه مصعب بعد از بيعت عقبه اولى به مدينه رفت . ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 219 ؛ واقدى همين گزارش را مجمع عليه دانسته است . و نك : طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 609 ؛ تاريخ المدينة المنوره ( ص 77 ) آورده است كه مسجد مزبور « اوّل مسجدٍ قُرِئ فيه القرآن » . ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 218 ؛ ج 3 ، ص 622 ؛ بلاذرى ( انساب ، ج 1 ، ص 245 ) وى را اوّلين مسلمان ازانصار دانسته است . الاصابه ، ج 1 ، ص 499 ؛ وفاء الوفاء ، ص 857 ؛ نويرى از واقدى همين جمله را نقل كرده است . نك : نهاية الارب ، ج 16 ، ص 312 ؛ بنابراين از نظر واقدى اين جمله را بايد به گونهاى تفسير كرد كه مرتبط با گزارش اسلام آوردن آن فرد باشد . گزارش زبير بن به كار آن است كه وقتى وى مسلمان شد رسول خدا ( ص ) هر آنچه بر وى نازل شده به وى تعليم داد و او در مسجد خود بر مردم خواند ، نك : الاصابه ، ج 1 ، ص 499